کد خبر: 1136235
تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
نگاهی به فیلم «یادگار جنوب»
درامی که گنجایش این همه شلوغی را ندارد  «یادگار جنوب» فیلم شلوغی است، قصه‌گویی می‌کند، اما زبانش الکن و روایتش آشفته است. این تعاریف درباره فیلم قبلی پدرام پور امیری و حسین دوماری یعنی جاندار هم صدق می‌کند
 افشین علیار 
«یادگار جنوب» فیلم شلوغی است، قصه‌گویی می‌کند، اما زبانش الکن و روایتش آشفته است. این تعاریف درباره فیلم قبلی پدرام پور امیری و حسین دوماری یعنی جاندار هم صدق می‌کند. حتی می‌شود گفت که فیلمنامه سریال یاغی را هم با این مختصات نوشته‌اند، شلوغی زیاد در روایت که اساساً در گنجایش درامش نیست، اما شگرد نوشتاری و البته غلط دو فیلمنامه‌نویس و کارگردان است. انگار این شلوغی‌ها می‌خواهد که حفره‌ها پیدا نشوند؛ حفره‌هایی که باعث شده «یادگار جنوب» فارغ از منطق روایی مقدمه بلند‌بالایی داشته‌باشد؛ اطلاعات قطره چکانی که قرار بوده باعث جذابیت و هیجانی شدن فیلم شود، اما نشده است.
 با یک مقدمه سروکار داریم که نمی‌تواند مخاطب را همراه کند. به‌رغم اینکه این مقدمه قرار بوده باعث شناخت جهان فیلم و معرفی شخصیت‌ها باشد و عنصر تعلیق باعث شود رکب‌هایی که شخصیت‌ها به هم می‌زنند یک شوک برای مخاطب باشد که البته نیست یعنی پتانسیل جذابیت را ندارد، چراکه سوژه فدای انتظارات بیش از حد کارگردانان فیلم شده‌است. انگار یک دوپارگی رخ داده و قصه جان تعریف کردن ندارد. بیشتر از اینکه قصه بخواهد تعریف شود، در روایت غیر‌خطی‌اش پنهان‌شده و این روایت غیر‌خطی روند درام و شکل‌گیری شخصیت‌ها و جهان فیلم را مغشوش کرده‌است. به همین جهت نه جهان فیلم قابل درک است و نه اطلاعاتی که به صورت قطره‌ای داده می‌شود هیجان انگیز. 
آنچه باعث ضعف شده‌است ذوق‌زدگی کارگردانان در طرح است؛ یعنی فرآیند اجرایی که اینجا معنی فرم را نمی‌دهد، فیلمنامه را مخدوش کرده تا همه چیز در سطح متوقف بماند. این نه‌تن‌ها فهمیدن موضوع را برای مخاطب سخت کرده بلکه چگونه گفتن را هم برای سازندگانش پیچیده کرده‌است، با اینکه اگر فیلمنامه با انسجام بیشتر و روایت خطی جلو می‌رفت، این احتمال وجود داشت که سر و شکل فیلم بهتر باشد، اما حالا نه وحید و نه رعنا قابل درک نیستند. حتی عشق وحید به شیدا هم یک شوخی به نظر می‌رسد، چراکه شیدا مجهول‌ترین شخصیت اثر است و تعریف‌هایی که از او می‌شود کافی نیست، حتی پیدا کردن رعنا توسط وحید هم بی‌منطق به نظر می‌رسد و این همان مقدمه‌ای است که تمرکز بیشتری برای آن صورت گرفته، اما نه کافی است و نه متقاعد‌کننده، غیرخطی بودن روایت سبب‌شده تا فیلم با هیجان بیشتری شکل بگیرد، اما پیدا شدن آن باجگیر فقط می‌تواند وقت فیلم را تلف کند و اساساً وجود شخصیت صالح به هیچ‌وجه قابل‌درک نیست. در اینکه می‌خواهد به وحید رکب بزند و در آخر چه راحت خودش را می‌کشد اصلاً چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ ما با اثری هیجان‌زده طرف هستیم که آنقدر ریتم آن تند است که هیچ چیز قابل‌درک نیست. یعنی دو فیلمساز اجازه نمی‌دهند مخاطب به فیلم و نوع روایتش فکر کند. 
همه چیز آن‌قدر سریع و بی‌قاعده جلو می‌رود که انگار با اثری مواجهیم که فقط تزیین قشنگی دارد، اما محتوای آن به شدت عقیم است و نمی‌تواند طوری قصه بگوید که مخاطب با آن همذات‌پنداری کند. در چنین شرایطی قطعاً مخاطب فیلم را پس می‌زند، چراکه برای او چگونه روایت شدن مهم است. اینکه بخواهیم از تمهیدات مدرن در فیلمنامه استفاده کنیم، اما قدرت اجرایی‌اش را نداشته باشیم ارزشی برای فیلم به ارمغان نمی‌آورد، بازی‌ها به شدت سطحی است و این به دلیل آشفتگی شدید فیلمنامه است، اینکه چرا باید صابر ابر گریم سنگینی داشته باشد تا آن نقش کوتاه را بازی کند، مشخص نیست، فیلمبرداری و قاب‌ها از ویژگی مثبت فیلم است، اما «یادگار جنوب» با این ساختار فیلم سختی به نظر می‌رسد با این حال نمی‌تواند برای سازندگانش قدمی رو به جلو محسوب شود.
 قطعاً فیلم مخاطب محدود خودش را دارد، ولی می‌توانست با فیلمنامه منسجم‌تر و پرداخت ساده‌تر مخاطب بیشتری را جذب کند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار